خدایا....................
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت   توسط ستاره
|
من براي دل تنگم مي نويسم برای خانواده ام می نویسم
به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد... .....دوستتان دارم !
دختری ازدیار تنهایی و بی کسی از دیار غم و غصه از دیار...........................................
میدانم همه یک روز می روند ولی به کدامین جرم و گناه خدا همه را از من گرفت.
خدایا هیچ کارت بی حکمت نیست می دانم.
اما نمی توانم درکش کنم اخر انقدر نا چیزم که نمی توانم درک کنم نمی توانم..................
خدایا فقط این وب را درست کردم که بنویسم تا شاید دلم ارام گیرد .
و غم هجران را فراموش کند . ولی حیف که نمی تواند نمی خواهد و نمی تواند.
خدایا راضی ام به رضای تو